آثار صادق هدایت
مجموعه «سایه روشن»:
س.گ.ل.ل
زنی که مردش را گم کرد
عروسک پشت پرده
آفرینگان
شبهای ورامین
آخرین لبخند
پدران آدم
مجموعه «سگ ولگرد»:
سگ ولگرد
دن ژوان کرج
بن بست
کاتیا
تخت ابونصر
تجلی
تاریکخانه
میهن پرست
مجموعه «زنده بگور»:
زنده بگور
حاجی مراد
اسیر فرانسوی
داود گوژ پشت
مادلن
آتش پرست
آبجی خانم
مرده خورها
آب زندگی
مجموعه «سه قطره خون»:
سه قطره خون
گرداب
داش آکل
آینه شکسته
طلب آمرزش
لاله
صورتکها
چنگال
مردی که نفسش را کشت
محلل
گجسته دژ
نقالی
اولین زن نقّال ایران طبق اسناد تاریخی
« بعضی از محققان معتقدند سرچشمة تئاتر، داستانسُرایی است. افسانهها ابتدا دربارة شکار، جنگ یا فتوحات دیگرند و بهتدریج آب و تاب بیشتری مییابند. » ( براکت: 37 ) بهیقین اولین قصّهگویان و نقّالان، مردان و زنانی بودهاندکه وقایع مختلف زندگیشان را برای دیگران بازگو میکردند، وقایعی مانند: پیروزی در شکار، اتفاقات روزمره، ماجراهای خانوادگی و... . مادران همیشه در جوامع مختلف داستانهای افسانهای یا واقعی را برایکودکان و نزدیکان خود تعریف میکردند و اگر اولین مادر تاریخ را اولین زن نقّال بهشمار آوریم از حقیقت دور نشدهایم و تنها به مقام انسانی، اجتماعی و تاریخی مادران احترام لازم را نهادهایم. یافتن اولینها در تاریخ بسیار سخت وگاهی ناممکن است فقط میتوان بر اساسگزارشهای تاریخی، اولینها را در هر دوره یا جغرافیای خاص ( اسطورهای و تاریخی ) شناسایی و معرفیکرد. درکتاب گنزاربا ( کتابکهن مانداییان صابئی ایران ) آمده: « آدم (ع) در سوگ هابیل آوازی اندوهبار خواند و پس از مدتی به آسمان عروجکرد. حوّا پس از عروج آدم (ع) برای او ناله و سوگواریکرد تا اینکه خداوند برای آرامش او هیبلزیوا ( جبرئیل ) را فرستاد. » ( اجتهادی: 574 ) پس میتوان اولین مرد نقّال تاریخ را حضرت آدم و اولین زن نقّال تاریخ را حضرت حوّا دانست. « در اسطورههای ایرانی نیز نخستین بانویی که آواز خوانده بانوی کوه است. زنی تنها و سرگردان که در کوهها پنهان شده و سوز دل را به آوازی نالیده است. » ( ملکی: مقدمه ) در بعضی از نسخههای شاهنامه هم، بیتی وجود داردکه در آن به داستانخوانیکنیزان رودابه اشاره میشود: « از آن سوی رود آنکنیزان بُدَند / ز دستان همه داستانها زدند » (شاهنامه: رفتنکنیزان رودابه به دیدن زال زر) از تاریخ نقّالی اسطورهای جهان و ایرانکه بگذریم به تاریخ نقّالی ایران میرسیم. « گمان میرودکه واقعهخوانی در ایران پیشازاسلام، قصهسُراییِ موزونی همراه با یک ساز ( به اغلب احتمال چنگ ) بوده است.. مسیر اینگونه نقّالی آوازی را که بیشتر به قوّالی تعبیر میشود چه در موسیقی و چه در روایات مربوط به پیش از اسلام میتوان دنبالکرد. همین قوّالی چون به قرنهای اولیة اسلامی رسید شاید بهدلیل محدودشدن و حتی گاه ممنوعشدن موسیقی، همراهی ساز را از دست داد و از آن تنها نقل واقعه باقی ماند... . » ( بیضایی: 65 و 224 ) پس مفهوم نقّالی با اصطلاحات دیگری نیز شناختهمیشود مانند: واقعهخوانی، قصهسُراییِ موزون، نقّالی آوازی، خنیاگری، رامشگری، روضهخوانی، صورتخوانی، مناقبخوانی، سخنوَری، ذاکری، پردهخوانی و قوّالی. ( بیضایی: صص 83- 65 ) استادان ارجمند، فریدون جنیدی و محمد ابراهیم باستانی پاریزی درگفتگوییکوتاه با نگارنده، رایجشدن واژههای نقّال و نقّالی را احتمالاً مربوط به زمان صفویه یا پس از آن دانستند و هر دو لزوم پژوهش بیشتر در این زمینه را گوشزد نمودند. بههرحال امروزه به روایتگران داستانهای حماسی، بزمی، حادثهای و... بهطورکلّی نقّالگفته میشود. طبق نوشتههای مذکورِ بیضایی، نقّالی برخلاف تصوّر عمومی در آغاز همراه با ساز و آواز بوده، منحصر به داستانهای حماسی مانند شاهنامه نبوده و به مرور زمان نوع دیگری از آن منشعبشدهکه نقّالی غیر موسیقایی است. نقّالی آوازی همراه با موسیقی را در ایران پیش از اسلام، خنیاگری یا رامشگری مینامیدند. واژة « خُنیا » در اصل « هونیا » بوده و از دو جزء تشکیلشده: « هو » ( خوب ) و « نیا » ( نوا، نواک: آوا و صوت ). پس هونیاکگر، هونیاگر و خنیاگر یعنیکسیکه نوا و آوای خوش دارد. « رامش » نیز بهمعنی شادی و خوشی است و « رامشگرکسیاستکه وسائل خوشی و شادی مردمان را فراهم میکند با موسیقی و... . » ( جنیدی: 41- 39 ) بهگفتةگزنفون « دوشیزگان خنیاگر ایرانی در دربار هخامنشی وجود داشتند و در جشنهاییکه در حضور شاه ایران برگزار میشد به اجرای موسیقی و آواز میپرداختند. » ( ملکی: 32 ) « زنان خنیاگری نیز از عهد پارتها ( اشکانیان ) به این سو در جشنها و سوگها شرکت داشتند. آنان حتی پهلوانان را در رزمها همراهی میکنند. » (http://ostahimia.blogfa.com/post-5.aspx ) گزارشهای بسیار زیادی از زنان خنیاگر در زمان ساسانیان بهدستآمده است. طبقگزارشهای تاریخی اولین زن نقّال ایران در زمان ساسانیانکه نام او بهجا مانده، آزادة رومی استکه خنیاگر بهرامگور بوده، نقّالی موسیقایی انجام میداده و بهدلیل سرزنش بهرامگور برایکشتن بیرحمانة جانوران در شکار بهدست اوکشتهشدهاست: « چنان بُدکه یک روز بی انجمن / به نخچیرگه رفت با چنگزن » « کجا نام آن رومی آزاده بود / که رنگِ رُخانش چو بیجاده بود » ( شاهنامه: رفتن بهرام به شکار با کنیزک ) گزارش دیگر دربارة دختران دهقان آسیابان است: « بدان روی آتش بسی دختران / یکی جشنگه ساخته برکران » « ز گل بر سرِ هر یکی افسری / نشسته به هرجای رامشگری » « همه چامة رزمِ خسرو زدند / وزان هریکی هرزمان نو زدند » چامة رزم خسرو: آوازهایی در وصف جنگهایکیخسرو با افراسیاب استکه برای ایرانیان بسیار مهم بوده ( کیا: 187- 173 ) همچنین جشنی در ایران باستان بوده بهنام جشنکیخسروکه بهگفتة ابوریحان بیرونی: « ایرانیان در این روز غسل میکنند چونکیخسرو پس از جنگ با افراسیاب فرشتهای را دید و مدهوششد. » ( بیرونی: 288 ) در ادامه، فردوسی نام دختران را آورده است: مشکناز، مشکنک، نازتاب و سوسنک. گزارش دیگر دربارة دختران دهقان برزین استکه نامشان نیز ثبت شده است: « چنان دانکه این دختران منند / پسندیده و دلبران منند » « یکی چامهگوی و دگر چنگزن / دگر پایکوبد شکن برشکن » ( چامه: چکامه، شعر، سرود و آواز ) « بدان چامهزنگفت کِای ماهروی / بپرداز دل چامة شاهگوی » « بُتان چامه و چنگ برساختند / یکایک دل از غم بپرداختند » « نخستین شهنشاه را چامهگوی / چنینگفتکِای خسروِ ماهروی » « نمانی مگر بر فلک ماه را / نَشایی مگر خسرَویگاه را » « میان تنگ چون ببر و بازو ستَبر / همی فرّ تاجت برآید به ابر » ( شاهنامه: رفتن بهرام به نخچیر و خواستن دختران دهقان برزین ) در ادامه، دهقان نام دختران خود را به بهرامگور میگوید: ماهآفرید، فرانک و شنبلید. در هر دوگزارش پیشین، به روشنی دیده میشودکه زن نقّال، شخص خاصی بوده و نوازندگی را شخص یا اشخاص دیگری انجام میدادهاند. پس در زمان ساسانیان زنان نقّالی بودهاندکه بدون ساز هم نقّالی میکرده اند فقط چون واژة عربی نقّال در آن زمان متداول نبوده به آنان نقّال نمیگفتهاند. بیشک همة آنان نیز شایسته بوده و هستند تا از سوی نهادهای فرهنگی بزرگداشتی برای همة آنان برگزار شود چنانکهگاهی برای یکی دو نفر از آنان برگزار شده است. گزارش دیگری در شاهنامه هستکه در آن گُردیه ( خواهر سردار بهرام چوبین ) نزد برادرش میآید و گفتارهایکهن را بر لب دارد: « خردمند را گُردیه نام بود / دلآرام و انجام بهرام بود » « بر آن انجمن شد سری پر سخن / زبان پُر زگفتارهایکهن » ( شاهنامه: پند دادن گُردیه بهرام چوبین را ) گُردیه را میتوان از ماهرترین زنان بازیگر زمان ساسانیان نیز دانست چون بعدها در برابر خسروپرویز بازی زیبایی را با یک بچهگربه و آراستن او انجام میدهد. (نک. شاهنامه: بازی ساختن گُردیه پیش خسرو ) در اوائل اسلام نیز نضربن حارث از نقّالان ایرانی در عربستان بودهکه بهگفتة استاد باستانی پاریزی از سمیّة خداینامهخوان ( که مادر یا زنپدرش بوده ) نقّالی و خداینامهخوانی را آموخته است. (نک: پاریزی: شاهنامه آخرش خوش است: 505 . زن در گدار تاریخ: 322 ) بیگمان بزرگترین و مهمترین زن نقّال و خداینامهخوان پس از اسلام همسر فردوسی بوده استکه خداینامهها را به زبان پهلوی ساسانی برای فردوسی میخواند. در آغاز داستان بیژن و منیژه آمدهکه فردوسی به همسر خودگفته است: « بنِه پیشم و بزم را سازکن / به چنگآر چنگ و می آغازکن » « گهی میگسارید و گَه چنگ ساخت / تو گفتیکه هاروت نیرنگ ساخت » « مرا مهربان یار بشنو چهگفت / از آن پسکه گشتیم با جام جفت » « بپیمای می تا یکی داستان / ز دفتر بَرَت خوانم از باستان » « پر از چاره و مهر و نیرنگ و جنگ / همه از درِ مردِ فرهنگ و سنگ » ( شاهنامه: آغاز بیژن و منیژه ) در ایران پس از اسلام، خنیاگران متعدّد و معروفی بودهاندکه نام بعضی از معروفترین آنان را به اختصار در پی میآورم: زنان سخنوَریکه بدون ساز و گاهی با آواز نقّالی مذهبی انجام میدادهاند: 1. فاطمه لاری (13ه.ق.) که صدایی بلند و بیانی قوی داشت. حسینیهای برای او ترتیب دادند و بر منبر میرفت و صدایش مانند واعظان مرد از بلندگو پخش میشد. فاطمه با پدرش بهکویت رفت و بهکار خود ادامهداد. (فرخزاد: 1238) 2. عایشه جَزَری (9 ه.ق.) که مردان را نیز از پشت پرده درس میداد. (اجتهادی: 682) 3. فاطمه قزوینی (12 ه.ق.) حافظ قرآن و ذاکر اهلبیت (اجتهادی: 728) 4. معصومه خاتون شیرازی (11 ه.ق.) دختر ملّاصدرا و از زنان محدّث و حافظ قرآن دارای فصاحت و بلاغت (اجتهادی: 861) زنان خنیاگریکه با ساز و گاهی با آواز نقّالی عرفانی انجام میدادهاند: 1. فاطمه لُره (5 ه.ق.) نیمی از شهرت باباطاهر را برای تنبورنوازی و آوازخوانی فاطمه لُره با اشعار او میدانستند. (فرخزاد: 569) 2. بیبی تبریز اورامی (4 ه.ق.) (صفیزاده: 62) 3. ریحانخانم لرستانی (5 ه.ق.) (صفیزاده: 69) 4. خاتون دایراک رزبار (8 ه.ق.) که مادر سلطان اسحاق (یکی از هفتتن مقدسین اهل حق) بوده است. بخشی از ترجمة فارسی شعری از او: « ...زمانی همچون سیمرغ بهکمک رستم شتافتهام » (صفیزاده: 122) 5. شعوانه (4 ه.ق.) (اجتهادی: 650) 6. عفت (13 ه.ق.) (دختر فتحعلیشاه) (اجتهادی: 709) 7. خواهر صلاحالدین ایّوبی (6 ه.ق.) که در آواز و نوازندگی مهارت زیادی داشت. (صفیزاده: 56) زنان خنیاگریکه با ساز ( عود، چنگ، دف، نقاره و... ) و آواز نقّالی بزمی انجام میدادهاند: 1. دِنانیز (2 ه.ق.) 2. مهستیگنجهای (6 ه.ق.) 3. فاطمه قوّال (13ه.ق.) (فرخزاد: 560) 4. فردوس مطربه (5 ه.ق.) حمداله مستوفی نیز در تاریخگزیده از او یادکرده است. (فرخزاد: 604) 5. ملّا فاطمه (12 ه.ق.) بزرگترین نقّال زمانکریمخان زندکه بیستهزار بیت شعر را حفظ بود. (رستمالحکما: 341) 6. فلفل (12 ه.ق.) (فرخزاد: 637) به نوشتة بیضایی « در جاهای مختلف ایران و عراق روضهخوانی زنانه هم وجود داشته است. » ( بیضایی: 76 ) پیش از انقلاب اسلامی ایران زنی نقّال به نام بلقیس میزیسته و « بهگفتة هوشنگ جاوید، بلقیس زن معرکهگیری بوده که به محلة گارتماشین (ایستگاه ماشین دودی) در شوش میآمده. جاوید از استادش ابوالقاسم انجویشیرازی مطالبی را دربارة مرشد بلقیس شنیده بودهاست. بینایی مرشد بلقیس ضعیف بود، همیشه نفرین میکرد و زندگی خود را با نفرین برای مستمعین نقل میکرد. میگفت خدا ذلیلش کند اونی که بیچارم کرد، اونیکه آبروم رو برد، اونیکه پولم رو گرفت، مردی نکرد. مرشد ابوالحسن میرزاعلی، پردهخوان پیشکسوت همگفتهاند: بلقیس همیشه زندگی خودش را نقل میکرد. وقتی ماشین دودی دیر میآمد، بلقیس تو ایستگاه مردم رو سرگرم میکرد و معرکه میگرفت. » ( حبیبیزاد: کارگزاران. ش 534 ) مرشد بلقیس پس از انقلاب نیز حضور داشته و بهگفتة بعضی، مدیحهخوانی انجام میدادهاست. برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی و بعد از مرشد بلقیس در جشنوارة دانشجویی سال 76 بودکه بانوانی در نمایش فتحنامةکلات ( کارگردانان: مرضیه طلایی، مهرالسادات میرحسینی ) به سبک نقّالی به هنرنمایی پرداختند. در سال 1378 استاد داود فتحعلیبیگی در ادارةتئاتر با دعوت از مرشد ولیاله ترابیکلاسهای نقّالی را دایر نمودندکه هنرمندانی همچون ساسان مهرپویان، مینا صارمی، شیرین امامی، وحید ترحّمی و... در آن حضور بههم رساندند. اینکلاس مبتکرانة استاد فتحعلیبیگی نسلی از زنان نقّال ایران را آموزش و پرورش داد. در همان سال 1378 خانم مینا صارمی در جشنوارة آیینی سنّتی به اجرای نقّالی پرداخت و سه زن نقّال ایران ( ساقی عقیلی، شیرین امامی، شقایق رهبری و زیبا عابدی ) در جشنوارة استان تهران با شیوة نقّالی، در نمایش خاتون به ایفای نقش پرداختند. در جشنوارة آیینی سنتی سال 1380 ساقی عقیلی و ساسان مهرپویان در نمایش عاشقکُشون نقش دو نقّال را داشتندکه برای یکدیگر و تماشاگران نقّالی میکردند و همزمان در سالن دیگری بانو فاطمه حبیبیزاد اجرای نقّالی داشتندکه مرشد ترابی نیز عصای خود را به ایشان هدیه دادند و ساقی عقیلی نیز بهعنوان بهترین بازیگر زن از سوی تماشاگران برگزیدهشد. در این جشنواره شیرین امامی نیز به اجرای نقّالی پرداخت. در جشنوارة آیینی سنتی سال 1382 دو زن نقّال ایران، فاطمه حبیبیزاد و ساقی عقیلی درکنار ساسان مهرپویان و رضا پاپی در یک نقّالی چهار نفره هنرنمایی نمودند. از زنان نقّالیکه امروزه به طور دائم به اجرای نقّالی میپردازند میتوان به ساقی عقیلی ( ایرانگُرد )، فاطمه حبیبیزاد ( گُردآفرید )، شیرین امامی، زیبا عابدی، مرجان صادقی و منیژه داوری اشارهکرد. نقّالی بر اساس نوشتههای بیضایی و سخنان فریدون جنیدی و باستانی پاریزی، واژهای نو برای هنر و شغلیکهن استکه نامهایگوناگونی را در طول تاریخ عوضکرده است. اولین مرد نقّال بهدرستی شناخته شده نیست و اولین زن نقّال نیز از این ناشناختهگی مستثنی نیست. چنانکه دیدیم یافتن نام و نشان اولین زن نقّال ایران در تاریخ و پیش از تاریخ این سرزمین ناممکن مینماید چرا که نام و نشان او در هزارتوی تاریخ و پیشازتاریخ پنهان است. اولین زن نقّالیکه ناماش ثبت شده آزاده است ولی بیشک پیش از او خنیاگران ( نقّالان ) ِ زن بسیاری بودهاندکه نامشان مجهول است. شاید بتوان اولین زن نقّال ایران را نه فقط در حوزة تاریخ بلکه در تاریخ و جغرافیا بهطور همزمان جستوجوکرد: مینا صارمی: اولین زن نقّال ایرانکه در جشنوارة آیینی سنتی بهاجرای نقّالی پرداخت، ساقی عقیلی، شقایق رهبری، شیرین امامی و زیبا عابدی: اولین زنان نقّال ایرانکه بهطور همزمان در جشنوارة استان تهران نقّالیکردند، ساقی عقیلی: اولین زن نقّال مقیم ایرانکه به دعوت اروپاییان در ایتالیا نقّالیکرد ( می 2008 )، فاطمه حبیبیزاد: اولین زن نقّال در استان خوزستان، آرام قاسمی: اولین زن نقّال ایرانکه از ویدئو پروجکشن در نقّالی خود استفادهکرد. احتمال اینکه بانوانی پیش از اینها در محافل غیررسمی و ثبتنشدهای نقّالیکردهباشند وجود دارد ولی آنچه از نظر رسمی و تاریخی مهم است همین اجراهای ثبتشده است. اولینبودن بیشتر برایکسانی میتواند مهم باشدکه بخواهندکتاب یا مقالهای دربارة اولینها بنویسند وگرنه اولین یا دومینبودن معمولاً در زمان حیات انسان نقش تعیینکنندهای برای خود فرد ندارد و در تئاترکسانیکه هدفشان، بودن و بهترینبودن باشد هرگز نیازی به اولینبودن ندارند.
منابع: اجتهادی، مصطفی. دائرةالمعارف زن ایرانی. تهران. بنیاد دانشنامة بزرگ فارسی: 1382 باستانی پاریزی، محمد ابراهیم. شاهنامه آخرش خوش است. تهران. علم: 1383 باستانی پاریزی، محمد ابراهیم. گذار زن ازگدار تاریخ براکت، اسکار. تاریخ تئاتر جهان. ج 1. مترجم: هوشنگ آزادیور. تهران. مروارید: 1375 بیرونی، ابوریحان. آثارالباقیه. ترجمه اکبر داناسرشت. ابن سینا: 1352 بیضایی، بهرام. نمایش در ایران. تهران. روشنگران و مطالعات زنان: 1379 جنیدی، فریدون. زمینه شناخت موسیقی ایرانی. تهران. پارت: 1372 رستم الحکما ( محمد هاشم آصف ). رستم التواریخ. تهران. امیرکبیر. 2537 صفیزاده بورهکهئی، صدیق. دانشنامة نامآوران یارسان. تهران. هیرمند: 1375 فرخزاد، پوران. زن از کتیبه تا تاریخ. تهران. زریاب: 1378 فرخزاد، پوران. کارنامة زنانکارای ایران. تهران. قطره: 1380 فردوسی. شاهنامه. مصحح: محمد عباسی. تهران. فخر رازی: 1370 کارگزاران. ش 534. مصاحبه با فاطمه حبیبیزاد. 15 تیر 1387 کیا، خجسته. خواب و پنداره ( در جستجوی ویژگیهای خوابهای ایرانی ). تهران. مرکز: 1378 ملکی، توکا. زنان موسیقی ایران ( از اسطوره تا امروز ) . تهران.کتاب خورشید: 1380 http://ostahimia.blogfa.com/post-5.aspx
به پرشین بلاگ خوش آمدید
بنام خدا
كاربر گرامي
با سلام و احترام
پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:
http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت
در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir
و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.
همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت
ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com
با تشكر
مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي
http://ariagostar.com
